شعرهای ادبی  / کلمات جدولی

شعرهای ادبی / کلمات جدولی

ادبیات ، شعر ، سرگرمی و راهنمای حل جدول
شعرهای ادبی  / کلمات جدولی

شعرهای ادبی / کلمات جدولی

ادبیات ، شعر ، سرگرمی و راهنمای حل جدول

محمد علی رستمی (وصال) / دیشب نبودی من هراسان گریه کردم

دیشب نبودی من هراسان گریه کردم

امشب کنارت سهل و آسان گریه کردم

 

خندیدی امّا در دلت آشفتگی بود

محو نگاهت وه چه نالان گریه کردم

 

نوری طلعلع می زد از رویای پنهان

من هم برای قهر دوران گریه کردم

 

گفتی زمستانی شدی در فصل گرما

فرصت شد و بر این و بر آن گریه کردم

 

ابری رسید امّا کمی باران نیاورد

آتش گرفتم جای باران گریه کردم

 

گفتی زمانش می رسد بگذار و بگذر

بستم دو چشمم را چو طفلان گریه کردم

 

کشتار و قتل و غارت دنیا به ما چه ؟!

اینجا به فکر پوچ انسان گریه کردم

 

اندوه بی پایان تمام ای کاش می شد

می گفتم از شوقت خرامان گریه کردم

 

شوق « وصالت » شهر را در می نوردید

تا کس نگوید من هراسان گریه کردم

 

از : محمد علی رستمی (وصال)

 

پی نوشت :

وزن شعر

  « مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن »
مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف

محمد علی رستمی (وصال) /که "عشق آسان" شد و آسان نیامد

سلامم ماند  از یاران نیامد

دلم دریا شد و طوفان نیامد

 

چرا گیتی چنین زایید ما را

که "عشق آسان" شد و آسان نیامد

 

 

من و نی از "نیستان" دور ماندیم

نیستان دود شد باران نیامد

 

ز اول مشت من وا شد برایت

نوشتم «آب ، بابا » ... نان نیامد

 

به سختی کرد عادت درد هستی

طبیب آمد ولی درمان نیامد

 

دمادم بی سبب فریاد کردم

که گرگ آمد ولی چوپان نیامد

 

درون کوره راهی تا دم صبح

 فقط دیو آمد و انسان نیامد

 

قطار برزخی فریاد سر داد

خطر آمد ، چرا دهقان نیامد

 

محمد علی رستمی

محمد علی رستمی (وصال) / در سرای زندگانی جنگ قدرت تا به کی

در سرای زندگانی جنگ قدرت تا به کی

این همه تعجیل کردن بهر ذلت تا به کی

 

با محبت دشمنی نابود و خنثی می شود

زندگانی بهر صلح است جنگ و نفرت تا به کی

 

ما که از اول همه اولاد آدم بوده ایم

بعد با شمشیر و ترکش مرگ عزت تا به کی

 

جنگ از آغاز خلقت یکه تازی کرده است

این همه فکر جدایی رو به سرعت تا به کی

 

می توان در اوج قدرت یک کمی آرام شد

تا به خود آییی که دیگر هتک حرمت تا به کی

 

زشت باشد هر که را در دل عداوت پرورد

مهربانی خوشتر است آزار و محنت تا به کی

 

عشق را فریاد کن تا گوش هستی بشنود

زندگی معنا پذیرد روز حسرت تا به کی

 

آسمانی می شوی با مهربانی خو کنی

بیش از نامهربان در جنگ سبقت تا به کی

 

ای وصال این شعر هم این گونه می گردد تمام

رشته ها را پنبه کردن فوت فرصت تا به کی

 

وصال میانه ای

محمد علی رستمی (وصال) / برون نمی رود از دل خیال خام وصالت

برون نمی رود از دل خیال خام وصالت

اگر چه رفته وصالت ولی خوشم به خیالت

 

شبیه معجزه هستی پر از سوال و معما

هنوز مانده به ذهنم جواب خیل سوالت

 

به پشت شهر تو مانده نزاع ماهی و دریا

درون شهر تو یک کس نمی رسد به کمالت

 

شبی که با تو نشستم شروع زندگی ام شد

شروع تازه ی شعرم ، سرودن از خط و خالت

 

ببین که منتظرم باز دوباره مست تو باشم

عزیز بتکده باشی نگاه من به جمالت

 

اگر چه چیده ای از باغ ما فراوان سیب

بگو ز باغ تو چینم منم ز سیب حلالت

 

وصال شهر تو گشتم گواه کثرت باران

دوباره ره یسپارم به سایه های خیالت

از : محمد علی رستمی (وصال)

راهنمای حل جدولانه 2 شماره 460


آدمی:انسان

آدمیان:مردم

اثر آلفونس دوده:پتیشز

اثر محمد رحیم اخوت:نام ها و سایه ها

ادامه ندادن انجام کاری:کنار کشیدن

از ادات استفهام:آیا

از جنس روی:رویین

از مواد افیونی:تریاک

اطلاعیه حزبی:بیانیه

بختک:کابوس  

بدکار:شرور

برجستگی طبیعی در چیزی:زایده

بسیار ملامت کننده:لوامه

بی بند و بار:هرهری

پایتخت چین:پکن

پزشک:دکتر

پست الکترونیکی:ایمیل

پیوند و بستگی:رابطه

جنگ های پیامبر:غزوات

جوانمرد:راد

جوش خمیر:وز

جویدن:خاییدن

جیره و مستمری:راتب

چهره:دیدار

خجسته:سعد

دسته تفنگ:قنداق

دفعه و مرتبه:کرت

دو طرفه:دوسره

راهنمایی:هدایت

رسم ها:سنن

رشته کوه افغانستان:هندوکش

روزانه:یومیه

روشنی و فروغ:تابش

ریشه:بن

سعی و کوشش:جد

سیال تنفسی:هوا

شهرآذربایجان شرقی:ورزقان

شهر خراسان رضوی:نیشابور

شهر سینمایی آمریکا:هالیوود

شهر کهگیلویه و بویر احمد:دهدشت

صاحب بودن:خداوندی

صبح:بامداد

ضمیر فرانسوی:وو

طبیعی:نرمال

طرد شده:مطرود

طرف چپ:میسره

طفل:کودک

غلات را الک می کند:بوجار

فیلمی از پیتر جکسون:هابیت

گریه با سوز و گداز:زار

گل نومیدی:یاس

گوش فرا دادن:نیوشیدن

لاپوشی کردن:ماست مالی کردن

مایعی که از کبد ترشح می شود:زردآب

مروارید:در

مریخ:بهرام

مظهر مقاومت:کوه

مقیاس و آلت سنجش:معیار

منسوب به ساری:ساروی

میراث:ماترک

نسل پنجم:ندیده

نفع:سودمندی

نگاه خیره:بروبر

نیرومند:قوی

هرگز نه عرب:لن

همچون مادر:مادرانه

هنرپیشه:اکتور

وحشی:دد

کار روزمره:رونین

کشور آسیایی:سوریه

کشور آمریکای شمالی:هندوراس

کناره و حاشیه:دامنه

راهنمای حل جدولانه 2 شماره 459

آدرس:نشانی

آشکار:مبرهن

آفتی برای مو :موخوره

اثر توماس مان:تونی و کروگر

اثر مهشید امیرشاهی:در سفر

از استان ها:همدان

از اوراق بهادار:برات

از جنس آهن:آهنین

از جنس نمد:نمدین

از حد گذشتن:فرط  

از رودهای مرزی:تجن

از غلات:جو

از ماه های سریانی:ایار

استشمام کردن:بوییدن

استفراغ:قی

اندازه:مقیاس

انکار کردن:ظی

اکسید کلسیم:آهک

بار دوم:ثانیا

بالن:نهنگ

باورها:عقاید

پخش کننده:قاسم

بریدن سر قلم:قط

به گمان انداختن:ایهام

بی خردی:سفاهت

پاک نژادی:نجابت

پایتخت باهاما:ناسایو

پیدا شدن اندیشه بد:وسوسه

پیوسته و متفق:متحد

تاخت اسب:تگ

تعبیر خواب:گزارش

تیرگی:کدورت

جانشین پول:ژتون

جنس و کالا:اثاث

چای فرنگی:تی

حرف ندا:ای

حسرت و دریغا:هیهات

حفر کننده:حافر

دارای سبیل پرپشت:سبیلو

دچار شدن:ابتلا

در نهان:غیابا

درخت زبان گنجشک:ون

درست دانستن:تایید

در نوردیدن:طی

درون:تو

دستور برای انجام کاری:سفارش

دهان عرب:فم

رود مرزی:ارس

روزانه:یومیه

سانتی متر مکعب:سی سی

ستون بلند مساجد:منار

شاعر مونث:شاعره

شغل و مقام وزیر:وزارت

شهر تهران:ورامین

شهر کرمانشاه:ثلاث باباجانی

شهری در افغانستان:هرات

ضربه کاری خورده:ناکار

ضمیر اول شخص جمع:ما

طالب علم:دانشجو

طلایه:جلودار

عادت:خو

عکس از خود:سلفی

فربه:سمین

فرجام ها:نتایج

فرشته مهر و محبت:میترا

فهم متقابل:تفاهم

فیلم برنارد برتولوچی:من و تو

گردش:دور

مدح:ستایش

مرغ می رود:جا

مهربان:رحیم

نادانی:جهالت

ناشناس:غریبه

ناکام:نامراد

نشانه مفعولی:را

نیکویی و نرمی:ملاطفت

وهم شده:موهوم

کشور آفریقایی:لسوتو

کم عقلی:سخافت

راهنمای حل جدولانه 2 شماره 458

آسمانی:سماوی

آنچه رسم شده:مرسوم

ابر:اسفنج

اثر چارلز دیکنز:دوست مشترکمان

اثر صادق چوبک:اتما

از اعضای دستگاه گوارش:مری

از اقوام آسیای میانه:تاجیک

از چاشنی ها:سس

از درندگان:یوز

از سوره ها:سبا  

از ماه ها:خرداد

از مراکز استان ها:یاسوج

اسب آذری:آت

استان ها:ولایات

اندک اندک:نم نمک

بازی نفس گیر:زو

بانگ و آواز:غو

بانگ و آواز:ندا

برجستگی زیر گونه:لپ

بوی رطوبت:نا

بی باکانه:متهورانه

بیم:هراس

پایتخت اتریش:وین

پرنده سخن گو:طوطی

پزشک:دکتر

پیمودن:طی

تا:خم

تجهیزاتی که از هوا منتقل می شود:هوابرد

تر و تازه:سرسیز

تک تک:یکی یکی

تیری که با کمان اندازند:ناوک

تیم فوتبال اسپانیایی:ریال سوسیداد

جایز:روا

جمع نیت:نیات

چرک و زرداب زخم:هو

چوب آتش زنه:زند

چک:سیلی

حرف عصا:لام

حرکت کردن باد:وزش

خواهش نفس:هوس

خواهش :روزبه

دارو:دوا

در معرض فروش گذاشتن:مزایده

درخت تسبیح:یسر

دشمن و مخالف:ضد

دو طرفه:دوسره

دورویی:ریا

دومین:ثانویه

راس:سر

رد پای کسی را گرفتن:رد زدن

روحانی مصر باستان:کاهن

زورمندی:یال و کوپال

سخن:حدیث

شتر عرب:ابل

شهر بی قانون:هرت

شهر لرستان:بروجرد

شهر مرکزی:کره رود

شهری در انگلستان:یورک

شکم بند:گن

صفت سرو:سهی

عدد اول:یک

غرامت:تاوان

فراوانی ریاضی:بسامد

فرش مالیدنی:نمئ

فرمانده:امیر

فلز سنگین:سرب

فوتبالیست آلمانی:خدیرا

فوتبالیست آلمانی:ماریو گومز

قمر زمین:ماه

قمر مصنوعی:یو

گل نرم ته جوی:لای

گودال:چال

گوسفند شاخ دار:تکل

لنگه بار:تا

مسکن قوی:مرفین

مشهور:نامی

معشوق:دلبر

میوه هزار دانه:انار

نیست و نابود:هیچ

واحد اطلاعاتی کامپیوتر:بایت

واحد پول ژاپن:ین

کارگردان " لورنس عربستان":دیوید لین

کبوتر دشتی:یمام

یک جور و یک نواخت:یک دست