آب عرب:ما
آبادانی:عمارت
آقای اسپانیایی:دن
اثر جمال زاده:صندوقچه اسرار
احساسات:عواطف
از استان ها:همدان
از اعیاد اسلامی:قرباناز روی ناچاری:اجبارا
از مراکز استان ها:سنندج
از نت ها:فا
اندازه ها:مقادیر
اندیشه و تفکر در کار:مبالات
انگشت اشاره:سبابه
بخشی از نیرو انتظامی:کلانتری
برنج شوشتری:کات
بنده زرخرید:قن
پاسبان:عسس
پایتخت بولیوی:سوکره
پایه:اس
پرداخت پارچه:آهار
پوست دباغی شده:جیر
پیامبر زیباوری:یوسف
تباه:ضایع
ترک خفیف استخوان:مو
ترکیده و شکسته:غر
تصویرسازی تشدید مغناطیسی:ام آر آی
جای آب خوردن:مشربه
جلال و شکوه:کوکبه
جوجه تیغی:راورا
چکیدن آب:رش
حرف دهن کجی:ی ی
خحانه پشت به آفتاب:نسر
خط کش مهندسی:تی
خطاب بی ادبانه:هی
خطاب محترمانه آقایان:جناب
دارای شباهت:مشابه
درخت زبان گنجشک:ون
دور دهان:نس
راست ایستاده:هج
ردیف:صف
رقم سمت راست عدد طبیعی:یکان
روزه شکستن:افطار
روستا:دهات
ساز تیره:تار
سرای مهر و کین:دل
سربازی قدیم:اجباری
شاخه تازه درخت:جوانه
شبیه:همشکل
شرم آور:ننگین
شهر خوزستان:هویزه
شهر مرکزی آلمان:بن
شهر نیروگاه مازندران:نکا
شهر کردستان:سروآباد
صاحب قدرت:ذوالقدر
صیقل یافته:زدوده
عشق به خود:نارسیسم
فرشتگان مقرب:کروبیان
فلس ماهی:کچ
قرین شدن:تقارن
گاه نامه:تقویم
گناه:ذنب
گیاهی خاردار:یز
مادر خودمانی:ننه
مسیر رفت و آمد چهارپایان:مال رو
مشورت:شورا
مظهر لاغری:نی
منسوخ شدن:ور افتادن
مکر و فریب:کنبوره
میان:لا
میوه نارس:کال
ناسپاسی:کفران
ناله و بانگ:زخ
نشانه ها:آیات
نصف :نیم
نگهبان:قراول
نمازها:صلوات
همگی:یکایک
وسیله پرتابی و نشانه گیری:دارت
وسیله گرم کردن خانه:بخاری
کبد:جگر
کسان و اشخاص:افراد
کشور اروپایی:اتریش
آب دیده:اشک
آب بند:سد
آبگیر:ژِ
آگاهی قدیم:تامینات
آنچه نثار می شود:فدا
اثر شارلوت برونته:جین ایر
از اجزای دستگاه گوارش:مری
از استان ها:ایلام
از حروف یونانی:بتا
از مراکز استان ها:ساری
استواری:صلابت
اشاره به دور:آن
اندوهناک:حزین
اهل روسیه:روس
این همه:چندین
باران منجمد:تگرگ
بالایی:فوقانی
بچه دان:رحم
بخت آزمایی:لاتاری
بخش سازمان یافته ادارِ:دپارتمان
بلند شده:خاسته
به تنهایی:یک تنه
بی دوام:سست
بیننده و ناظر:تماشاگر
پاره آتش:شرر
پاروی قایقران:فه
پایه و ستون:رکن
پرسش از مکان:کو
پست ترین مراتب:اسفل السافلین
پشیمانی:ندم
جست زدن:جهیدن
چیز:شی
حرف درد:آخ
حرف دهن کجی:ی ی
خشک:یابس
خمیدگی"انحنا
خو گرفتن:انس
خوبی:نیکی
خود این:همین
خوک نر:گراز
درخت تسبیح:یسر
درست کرداری:بسامانی
دسته پیستون:شاتون
دلیری:رشادت
دلیل های آشکار:بینات
دیندار:متدین
رفت و آمد:آمد و شد
رگ:ورید
زراعت کردن:کاشت
زمان بی آغاز:الست
زن یا مرد بودن:جنسیت
زنگ بزرگ:درا
زنی که شعر می گوید:شاعره
سپاه:عسکر
ستایش:نعت
ستم:بیداد
سرخ کمرنگ:ال
شبکه دالان های پیچ در پیچ:ماز
شبیه و مانند:مانا
شهر اردبیل:نیر
شکاف و رخنه:جر
صومعه:دیر
ظروف رویین می سازد:رویگر
عرب می گوید بگو:قل
گوارا:هنی
مباشرت:کارپردازی
مجازات شرعی:حد
محزون و مفهوم:متاسف
مخالف:ضد
موجود افسانه ای:اژدها
میوه باب گلو:هلو
میوه ساوه:انار
نان پز:نانوا
نت چهارم:فا
نشانه مفعولی:را
نظر:رای
نمونه چاپی:پرینت
نوعی پوشش بام:ایرانیت
نوعی نان:سنگک
نی زار:نیستان
واحد اختلاف پتانسیل الکتریکی:ولت
واسطه:میاندار
وسیله بازی منفجره:ترقه
آب ترکی:سو
آقا:سید
اثر ابوتراب خسروی:رودراوی
اثر احمد محمود:از دلتنگی
اثر نیکلای گوگول:شنل
ادراک:حس
از سوره ها:زمر
از ماه ها:آبان
از مرکبات:بالنگ
از مشتقات نفت:گریس
انجام نامه:اجراییه
بدنه:تنه
بدی:شر
بسیار نالنده:انان
بوته زرگران:گه
پاداش:اجر
پایین هر چیز:ذیل
پدران:ابا
تبار:ایل
ترس و بیم:باک
تصور ذهنی:تجسم
تصویر کلی از هر چیز:شما
تعداد افراد خانواده:خانوار
تنبل و کاهل:کسل
تنیسور سوئیسی:راجر فدرر
تهیه کننده معاش خانه:نان آور
حیوان انکر الاصوات:خر
خالص:سره
خدمتگزار:خادم
خزانه دار:خازن
خشم گرفتن:غضب
خشک و شکننده:ترد
خطیب:سخنران
خوشحالی:دنه
دارایی:مال
داستان جنگی منظوم:رزم نامه
دانه کش بی آزار:مور
دو یار هم قد:اا
راست رسته:سهی
راندن مزاحم:دک
راندن و طرد کردن:زجر
روی و رخساره:خد
ساکن زاغه:زاغه نشین
ساییدن و لمس کردن:سودن
سخنان بیمارگونه:یان
سورپریز شده:غافلگیر
سوی و طرف:زی
شایستگی و برازندگی:زیبندگی
شناسنامه:سجل
شهر:بلد
شهر ی در ژاپن: یوکوهاما
عسل:شهد
فیلم پر زد و خورد:اکشن
قلب:دل
قوت لایموت:نان
گمراه تر:اضل
لباس کوتاه مردانه یا زنانه:نیم تنه
ماتم:سوگ
ماده ای در کرم های صورت:گلیسیرین
مجموعه وسایل خانه:دکور
محفظه میز:کشو
مخترع تلفن:بل
مرحله ای در کشاورزی:داشت
مسخره کردن:استهزا
مقابل:ازا
منزه:قدوس
نادیده گرفتن خطا در ورزش:آوانتاژ
نقاش:صورت گر
نوعی رنگ مو:مش
نویسنده "سه تفنگ دار":الکساندر دوما
هزار:الف
کار:شغل
کشتارگاه:سلاخ خانه
کشور آفریقایی:اوگاندا
کشور آمریکای شمالی:کانادا
کشور اروپایی:نروژ
کلمه شرط:اگر
کلمه شگفتی:وخ
کنایه از به زندان افتادن:آب خنک خوردن
کوتاه شدن جامه:آب رفتن
کوفتن:زدن

آبستن:حامله
آرامش:طمانینه
آغشته و کثیف:آلوده
آنچه نثار می شود:فدا
آینده:آتیه
اتفاق:ماجرا
اثر الکساندر دوما:سفید هاوابی ها
اثر پا:رد
اثر شاتوبریان:آتالا
از استان ها:یزد
از ماه ها:دی
آگاهی از امری:آشنایی
اهل رشت:رشتی
اولین سه رقمی:صد
اینک:کنون
بخش ها:اقسام
بدزبان:هتاک
برادر حضرت موسی ع:هارون
برایش باید جور هندوستان کشید:طاووس
بسته شدن ناگهانی رگ ها:سکته
به جا آوردن عهد:وفا
بیهوده و بی فایده:باطل
پایان:انتها
پایان:نهایت
پایه ها:ارکان
پرخاش و عتاب:تشر
پیروان و گروه:امت
پیش خدمت رستوران:گارسون
تابان:مدیر
تلخ عرب:مر
تندرستی:شفا
جای سردسیر:ییلاق
جدایی زن و شوهر:متارکه
جلای کفش:واکس
حرف افسوس:وای
حرف پیروزی:وی
حرف ندا:ای
خانه پشت به آفتاب:نسر
خردتر:کهتر
روزنامه:جریده
زرداب:صفرا
زیبا و قشنگ:شیک
زینت ناخن:لاک
ستمکارانه:جابرانه
سرای:خانه
سهل انگاری:ندانم کاری
سوره ای که در مکه نازل شده:مکی
شبانگاه:مسا
شگرد:لم
شهر تهران:ری
شهری در ایتالیا:کاتاینا
شهری در ژاپن:یوکوهاما
شیرینی تولد:کیک
طعم بستنی:وانیل
عدد هندسی:پی
عقب:ورا
غذای روزانه:روزی
غم و اندوه:هم
غنیمت جنگی:فی
فلز چهره:روی
فیلم پر زد و خورد:اکشن
گردش ها:ادوار
گل سیاه ته مرداب:لجن
گمان:پندار
لاف زدن:لاییدن
لحظه:دم
محل هلاکت:مهلکه
معمار:آرشیتکت
مهارت و توانایی:ید طولی
مهیا و اماده:پرداخته
نابود:هلاک
ناپدید:گم
ناله و فغان:وح
نشانه تیر:هدف
ننگ و رسوایی:عار
واحد پول چین:یوان
وسیله احتیاطی:یدک
کافی:بس
کثیر الاضلاع:چندبر
کشت بارانی:دیم
کشور آفریقایی:موریس
کودک:طفل
یگانگی کردن:اتحاد
آلت فشار:منگنه
آهوی ختن:اف
آیین ها:ادیان
اثر آلفونس دوده:ژاک
اثر جرج برنارد شاو:ماژور باربارا
اثر جمال زاده:شور آباد
اثر محمد ایوبی:راه شیری
احوال:اوضاع
اداره مرزی:گمرک
از حروف الفبا:عین
از سبزی ها:ریواس
از یک سو:یک جانبه
با حقه فروختن کالای بد:غالب کردن
باقی جان:نا
برگ برنده:آس
بنیاد نهادن:تاسیس
بوی رطوبت:نا
بی پدران:ایتام
بیچارگی:زبونی
پاک از گناه:بری
پنهان شدن به قصد دشمن:کمین
تصدیق روسی:دا
تیر کوتاه:زج
تیم فوتبال فرانسوی:رن
جگر:کبد
جوجه تیغی:راورا
جزب هیتلر:نازی
حشره موزی:مگس
حفظ تندرستی و سلامت:بهداشت
حیوان چراندنی:غاز
خبرنگار:گزارشگر
خوراکی شیرین صبحانه:مربا
دفتر ها:دفاتر
دفع کردن:ذب
دیفتری:زهرباد
رادیاتور سیستم حرارت مرکزی:شوفاژ
رب النوع مصری:رع
روزگار:دوران
روزگار:زمانه
زنان:نسوان
سبک اثر ادبی:ژانر
سرخ کمرنگ:ال
سره:ناب
سه کیلو گرم:من
شب طولانی:یلدا
شراب:می
شرم آور:ننگین
شریف:بزرگوار
شعر چعار مصرعی:رباعی
شکل و صورت:قیافه
طعنه و سرزنش:سرک.ب
ظرف رختشویی:لگن
ظرف یخ:یخدان
عدد روستا:ده
عزیز عرب:ام
عمر مفیدش تمام شده:قراضه
غرور و تکبر:نب
فرانسه قدیم:گل
فروغ:سنا
فزونی:ازدیاد
قراضه:لکنته
گرفتگی زبان:تاتا
گیاهی خاردار:یز
لوس:ننر
مودب:با ادب
مالک چیزی بودن:داشتن
مانند ماه:مه وار
مذکر:نر
مرطوب:تر
مروارید سیاه خزر:خاویار
مریض بیمارستان:بستری
میوه گرمسیری:موز
نش:سایه
هم چشمی کردن:رقابت
همانند:یکسان
همسفر:همراه
واحد پول ژاپن:ین
ورزش رزمی ژاپنی:کاراته
وسیع:پهناور
کتف و شانه:خا
کمک:یاری
کوبیدن:دق
یار داماد:عروس
آسان گرفتن:تساهل
آغاز:اول
از ادات استفهام:آیا
از ایلت های آمریکا:یوتا
از حروف الفبا:شین
از سیارات:اورانوس
از عناصر فلزی:باریوم
از مراکز استان ها:ساری
اشاره به دور:آن
اشاره به نزدیک:این
الفبای موسیقی:نت
انبار کشتی:خن
اهلی:رام
بازیگر"شکار روباه":سام درخشانی
بافت:نسج
بدنامی:رسوایی
بسیار تشنه بودن:له له زدن
به خاک سپردن:دفن
به کندی کاری را انجام دادن:فس فس کردن
پادشاه:کیا
پای افزار:لکا
پایتخت لائوس:وینتیان
پایتخت مالاوی:لیلونگوه
پرنده:طایر
پشته خاک:تل
پشیمانی:ندم
پیاله:جام
تختگاه:سکو
تن پوش ضد آب:بارانی
تیرگی چشم:تم
جراحت:ریش
جمهوری خودمختار روسیه:چچن
چهره:لچ
چیز:شی
حیا:شرم
حیوان باوفا:سگ
خشک و شکننده:ترد
خواب عرب:نوم
درد:الم
رازها:رموز
رنج و محنت:لگ
رهبر:لیدر
روح انسانی:جان
رودی در مغولستان و روسیه:ینیسیی
روزهای مهم مذهبی:ایام الله
ریز کردن
نان در آبگوشت:تریت
زمین زراعی:کشت زار
سرگشته:هاج
سمی خطرناک:سیانور
سوی و طرف:زی
شاخه ای در زمین شناسی:ژئوفیزیک
شب گذشته:دوش
شهر خوزستان:باوی
شوم:نامبارک
صبح زود:پگاه
صبور نیست:ناشکیبا
طلایی:زری
عقب افتاده:پس مانده
عقب و پشت:ورا
علت:سبب
علم ذرات ریز:نانو
فرهنگستان:آکادمی
فوتبالیست آرژانتینی:آلوارز
قدیمی:کهن
قیمت بازاری:فی
گذراندن:بسر بردن
گریه سوزناک:زاری
مجلس روسیه:دوما
مقام:سمت
میوه درخت سدر:کنار
ناپدری:راب
نخستین انسان:ادم
نزد عرب:لدی
نشانه تیر:هدف
نویسنده "پرنده آبی":موریس مترلینگ
هذیان:یان
همان فیل است:پیل
همه را شامل می شود:هر
هوشیار:بیداردل
وسیله اویزان کردن لباس:چوب لباسی
کافی:بس
کمانگیر باستانی:آرش
آدم های بد قلق:نرو
آزادراه:اتوبان
آهنگر:نهامین
آواز نشاط انگیز:سرود
اثر هرمان هسه:سیدارتا
از ادات تشبیه:سا
از پیامبران:هود
از سازهای زهی:ویولون
از سوره ها:روم
اسب آذری:آت
الهه خورشید مصر باستان:را
انگبین:عسل
ایستگاه راه اهن:گار
این دم:الان
بانگ و آواز:غو
بخشودن:عفو
بخشی از چیزی:جزو
بددل:غر
برخی از زیر آن به عمل می آیند:بته
بسیار رنج دهنده:جان کاه
به تمسخر گرفتن:دست انداختن
بی نهایت:لایتناهی
پالیز خربزه:لته
پایتخت بلیز:بلموپان
پایین آمدن:تنزل
پستی و حقارت:فرودستی
پول خرد قاجار:شاهی
تازه به دوران رسیده:ندید بدید
تک:یکان
جاده قطار:ریل
جزئی نیست:کلی
حالت رفتن بین آهستگی و شتاب:افت و خیز
حرف ندا:ای
حرف نداری:بی
حرف همراهی:با
خزنده گزنده:مار
خوب و نیک:نغز
خون:دم
داد:عدل
داستان جنگی:رزم نامه
در آمدن:ورود
دستور:امر
راز و نیاز کردن با خدا:مناجات
روغنی:چرب
سست و ناتوان:خور
شاعر سده شش:انور یابی وردی
شدنی می شود:بادا باد
شراب:خمر
شهری در بوشهر:دیر
عادی:نرمال
فزونی یافتن:ازدیاد
فیلمی با بازی نگار جواهریان:چند تار مو
قسمی کفش پاشنه دار:ارسی
قطعی:حتمی
گردش کودکانه:ددر
گریز:هرب
گمراه:ضال
گودال:چاه
گونه:جور
لوله ای استوانه ای موتور اتومبیل:سیلندر
ماه سرد:دی
مجموعه قطعات جلوی خودرو:جلوبندی
مزور:دغل
معلم:فرهنگی
مقیاس وزن مایعات:گالن
منزلت:شان
منزوی و گوشه گیر:خانه نشین
نت میانی:لا
نخ های افقی پارچه:پود
نشانه ها:آیات
نصف:نیم
نقشه کشیدن:طرح ریختن
هدر دادن آب:هرز دادن
همه را فراگیرنده:عام
واحدی در طول:متر
واحدی در وزن:سیر
ولگردی:هرز
کشتی جنگی:ناو
کشنده بی صدا:سم
کشور آفریقایی:کنیا
کوچ کرده:رحیل