آسیب ها:آفات
اجداد:نیاکان
از آفت های درختان:شته
از پیامبران:یونس
از حروف یونانی:آلفا
از روی اجبار:قهرا
اهل ساری:ساروی
اهل هند:هندو
ایراد گرفتن:اشکال تراشیدن
بازار بی رونق:کساد
بالا بردن:اعلا
بخاری برقی:هیتر
بزرگ داشتن:اکرام
بسیار طمع کننده:طماع
بغل:بر
به وجود آوردن:تکوین
پارسا و پاکدامن:بتول
پایتخت پرو:لیما
پرنده گردن دراز:لک لک
پوشاک:لباس
پیروان:امم
تصدیق انگلیسی:یس
تمام و همه:سراسر
جامه گشاد و بلند:عبا
جدا کردن دو چیز از هم:فک
جمع کافر:کفار
چنگ در زدن:تمسک
چهره:رو
حرکات مسخره و بیهوده:ادا
حق ناحق در سازمان ملل:وتو
حل شده:محلول
داربست زیر سقف:خرپا
داروی تزریق کردنی:سرم
در کمال دقت:مو به مو
دست ها:ایادی
دستگاهی برقی در موتور:دلکو
دل آزار کهنه:نو
دور دهان:کب
رخت:لباس
رنگ:فام
سال ترکی:ییل
ستبر:ضخیم
سرخ رنگ:عنابی
سنبل کوهی:فو
سنگ زر:محک
شرح دهنده:مفسر
شرمنده:کنف
شهر تهران:ورامین
شهر مازندران:رامسر
شهری در ایتالیا:فلورانس
شکاف میان قلم:فاق
شیرینی لوله ای:رولت
صعود:ارتقا
صمیمی و خالص:یک رو
علم مطالعه نور:اپتیک
عید میلاد مسیح:نویل
غذایی از گوشت و بادمجان:مسما
فالگیری:رمالی
فصل نوزایی:بهار
گردش دسته جمعی:پیک نیک
گزنده خطرناک:رتیل
لاف و گزاف:هارتو پورت
لبه تیغ:یلمان
متذکر شونده:یادآور
مجاز از بنیان گذار:پدر
محفظه نامه:پاکت
محل دفن مردگان:قبرستان
مرطوب:تر
مژده رسان:بشیر
موتور برقی:الکترو موتور
میوه درخت سدر:کنار
ناتوان و بی مصرف:بی عرضه
ناگهان:یک هو
ناله و فغان:وح
نمک اسید فسفریک:فسفات
نیمه روز:ظهر
همسایه:جار
کلا:روی هم رفته
یکی پس از دیگری:یکایک
اثر پا:رد
اثر زان پل سارتر:بودلر
ارابه:گردون
از عناصر گازی:هلیوم
از یک سو:یک جانبه
از یک نزاد:همجنس
اسب نر:نریان
استعداد فهم و دریافت:شم
اکنون:اینک
به تاخیر انداختن:طول دادن
به لرزه دراوردن:لرزاندن
بهشت زیر پای اوست:مادر
بوی رطوبت:نا
بیچارگی:زبونی
پالان چهارپا:جل
پاک نژادی:نجابت
پایتخت آلمان:برلین
پایتخت کانادا:آتاوا
پیاله:جام
پیشوای دین زرتشتی:هیربد
پیوسته:یکبند
تازه:نو
تمیز:پاک
تن پوش:پیراهن
جاهل:نادان
جای سردسیر:ییلاق
جشن و مهمانی:سور
جعبه بزرگ حمل کالا:کانتینر
حرص:آز
حقیقت هر چیز:ذات
خداوند:رب
خرده سنگ های ریز:شن
خوشی ها:لذات
دانه خوشبو:هل
دهان خودمانی:دهن
دو یار همقد:اا
رایزنی: مشاوره
رموز:اسرار
ساختمان و سازنده اش:بنا
سرخ رگ:شریان
سرمشق:نمونه
سنگینی:وزن
شب های عرب:لیالی
شخص:کس
شراب:می
شهر:بلد
شهری در فرانسه:رن
شور و غوغا:ولوله
شیشه و قرابه:کپ
صاحب:ذو
صدمه:اک
شریح:پوست کنده
صفت کودک بازیگوش:وروجک
طولانی ترین عصب بدن:سیاتیک
ظاهر ساختمان:نما
ظرف حمل استکان:سینی
عدد منفی:نه
عهد:زمانه
فرشته و ملک:ایزد
فلانی:یارو
فلز نرم و نقره ای رنگ:قلع
قطار:ترن
قطع کردن:بریدن
گربه عرب:هر
لاغر و نحیف: نزار
لباس:جامه
مادر:والده
ماده ای به ظاهر جامد:ژل
ماه سرد:دی
مرافعه ها:دعاوی
مسئول تمور شهری:شهردار
من:اینجانب
ناشایست:ناروا
نفس ملامت کننده:لوامه
نویسنده "بریدا": پائولو کویلیو
هنگام:اوان
هیچ نخوردن:لب نزدن
واگذار کردن:سپردن
وسیع:پهناور
ویتامین انعقاد خون:کا
کشور آفریقایی:مالی
کلمه افسوس:آه
یار عروس:داماد
آب بینی:فین
آب که از بلندی فرو می ریزد:آبشار
آشکار کردن:کشف
آفریننده:خالق
ابزار درو:داس
اثر شاتوبریان: رنه
اثر نیما یوشیج:مرقد آقا
از اشراف هند:مهاراجه
از غذاهای ایرانی:چلوکباب
از ماموران بهداشت:بهدار
از ماه های میلادی:ژوئیه
از مراکز استان ها:رشت
از نوشت افزارها:مداد
از وسایل پرواز:کایت
استان ها:ولایات
اشاره به نزدیک:این
امتداد:راستا
با یکدیگر پیکار کردن:تنازع
بخشودن:عفو
بدن:تن
برادر پدر:عم
برجستگی زیر گونه:لپ
برجستگی لاستیک:آج
بر خلاف:مغایر
برگشتن:ایاب
بیماری ریوی:سل
پایتخت بنگلادش:داکا
پایتخت مجارستان:بوداپست
پایین:فرو
پشیمانی:ندم
پیمودن:طی کردن
تعداد:عده
تن:بدن
تیر انداختن:رمی
چشم:دیده
حرف تصدیق:بله
حرف های بی سر و ته:آسمان و ریسمان
حریف و هماورد:رقیب
خجسته:همایون
درخت زبان گنجشک:ون
درخت نارنج:نارنج بن
درون دهان:نجدریای:عرب:یم
دیوانگان:مجانین
ذوق و شوق:وجد
رطوبت:نم
رودی در اروپا:دانوب
زدن و خورد کردن:کوفتن
زمینی که در آن آب بماند:تکاب
زه کمان:وتر
ساخته شده:متشکل
ساز شاکی:نی
سایبان کوچک:چتر
سرخوش و مغرور:سرمست
شهر ایلام:ایوان
شهر سیستان و بلوچستان:کنارک
شهر گلستان:مراوه تپه
شهر کرمانشاه:پاوه
شهری در افغانستان:هرات
شکوفه نارنج:بهارنارنج
صاحب:ذا
ضمیر فرانسوی:وو
طبل بزرگ:دهل
عضوی از بدن:ران
غیر ایرانی:انیران
قرار دادن:نهادن
قسمت اصلی خودرو:موتور
گزینش،انتخاب:پسند
گمان بردن:ظن
گوشه نشین:منزوی
مربوط به سال:سنوی
مطرود شده:منسوخ
منتشر کننده:ناشر
مکلف به انجام آن هستیم:وظیفه
نابغه ها:نوابغ
نامی:شهره
نصب شده:نهاده
نمایندگان مجلس:وکلا
نیا:جد
هر چینه دبوار گلی:دای
همدم و قرین:اخت
وجود دارد:هست
کتف و شانه:خا
آفت کش قدیمی:ددت
از انواع کباب:طاس کباب
از حروف الفبا:ضاد
از سوره ها:مسد
اسم:نام
اشاره به نزدیک:این
اطلاع دادن:آگاهاندن
ایزد:خداوند
بازیگر "زنده باد زاپاتا":مارلون براندو
بت:صنم
پایتخت زامبیا:لوساکا
پدر:باب
پهلوان:یل
تعداد:عده
تیم فوتبال ایرانی:گسترش فولاد
جسم سفید بلوری دافع حشرات:نفتالین
چشم چرانی:دید زن
چند وزیر:وزرا
حرص:آز
حرکت کرم گونه:وول
حقیقت هر چیز:ذات
حقیقی:راستین
حیوان باربر:خر
خواب:نوم
خودبینی:انانیت
داد:عدل
دراکولا:خون آشام
درخت عرب:شجر
در نوردیدن:طی
دستور قطعی:اکید
دوستی:وداد
رنگ:لون
رود مهم اروپایی:راین
روز مهم مذهبی:یوم الله
زبونی:ذلت
زمان و وقت:مدت
ساکن شدن:منزل کردن
ستبر:ضخیم
سرسرای بزرگ:لابی
سقف فرو ریخته:اوار
شمیم:بو
شهر اسپانیا:لاکرونیا
شهری در ایتالیا:کاتانیا
صنم:بت
طبل بزرگ:کوس
طول دادن کاری:لفت دادن
علامت مفعولی:را
غلتک:رول
غم خورک:حواصیل
فریب:مکر
فطری نیست:اکتسابی
فوتبالیست اسپانیایی:کارواخال
فیلمی با بازی آناهیتا نعمتی:پارکوی
قسمتی از سوره:آیه
گروه ورزشی:تیم
گمراه:ضال
لباس آخرت:کفن
ماچ:بوس
مادر آذری:آنا
ماهی درون تفنگ:تیر
مجاز از غذا:نان
مجموعه:ست
محفظه لباس:جیب
محکم:سفت
مداد نوکی:اتود
مردان اصیل و بزرگزاده:نجبا
مرده:میت
مروارید:در
مظهر زیبایی طبیعت:گل
نصف:نیم
نویسنده"قوی سیاه":توماسان
همراه فراوان:فت
وسیله حمل لاشه:لشکش
وسیله داوری:سوت
وسیله دفاعی حشرات:نیش
کر شدن:صم
کشیک دادن:پست دادن
کلاه لبه دار:کاسکت
کنایه از شرمنده:روسیاه
کهنه و پاره:ژنده
کهنه و دیرینه:مزمن
یار پت:مت
اثر علی اکبر سیرجانی:سیمای دو زن
اثر فئودور داستایفسکی:رویای مرد مضحک
اثر مولیر:تارتوف
از انواع سال:قمری
از بیماری های چشمی:تراخم
از پیامبران:الیاس
از دست رفته:ضایعه
از روی اجبار:قهرا
از روی خطا:سهوا
از صور فلکی:ثریا
از فلزات قیمتی:نقره
اضافه:زاید
الفبای موسیقی:نت
انسان نرینه:مرد
اینک:کنون
باطل شدن:هدر
بخشی از اوستا:نسک
بخشیدن:دادن
برخاستن هواپیما:تیکاف
بهشت:مینو
بهشت جاوید:عدن
پاک از گناه:بری
پایان:نهایت
پایتخت اتریش:وین
پایتخت کوبا:هاوانا
پنهان:نهفته
تازه:نوین
تهیه کننده اخبار روزنامه:روزنامه نویس
توانایی:یارا
تیر پیکان دار:یب
جاده قطار:ریل
جانشین او:وی
چاق و قد کوتاه:خپله
چیزها:اشیا
حیران:واج
دالان:راهرو
در حال ناله کردن:نالان
درآمد حاصل از فرصت ها:رانت
درخت قالی:دار
دردانه:یکی یکدانه
دریای عرب:یم
دوستان:یاران
دین ها:ادیان
راه عبور حیوانات:مالرو
رسیدن:آمدن
رود شمال خوزستان:دز
زشت و هولناک:شنیع
سازمان تامین خسارت:بیمه
سرزمین:دیار
سست:واهی
شهرنشینی:تمدن
شیر:هژبر
عدد فوتبالی:اا
گرد هم آوردن:جمع آوری
گرو گذاشته شده:مرهون
لعاب:ورنی
مارکی بر نوشیدنی میوه ای:رانی
مایه روشنی:آب
مایو دو تکه:بیکینی
متال:فلز
محکم و استوار:اکید
موازی سطح زمین:افقی
نزد عرب:لدی
نقش هنرپیشه:رل
نهانی:خفا
نوازنده پیانو:پیانیست
نوشابه الکلی:لیکور
نوعی بیماری عفونی:کزاز
هوو:وسنی
وزن موسیقی:ریتم
کامپیوتر:رایانه
کشور آفریقایی:کنیا
کشور آمریکای شمالی:باهاما
کشور اروپایی:نروژ
کشور خجستگی:یمن
کفش راحتی خانه:دمپایی
کلام خودستا:من
یگانه:احد
یواش:آهسته
آش:با
آشتی:سلم
آهوش کوهی:کل
اثر آلفونس دوده:سافو
اثر فئودور داستایفسکی:خانم صاحب خانه
اثر ناهید طباطبایی:چهل سالگی
اداره مرزی:گمرک
از ادات تشبیه:سا
انبار ته کشتی:خن
انگبین:ظی
بدی:شر
برابر شدن:تساوی
برهنه:پتی
به تازگی:اخیرا
بیهودگی:یاوگی
پروتئین گیاهی:سویا
پنکه:فن
پیش قراول:یساول
تا:الی
تقارب:همگرایی
تمام چیزی:شش دانگ
تمیز:پاک
تکخال:آس
تیز و برنده:تند
جام شراب:پیمانه
جزا:پاداش
چاپ و منتشر کننده نشریه:ناشر
حرف همراهی عرب:مع
خراشیدن:حک
خرس چینی:پاندا
خطاب بی ادبانه:هی
خوبی:نکویی
خوراکی پرطرفدار:شکلات
خوش آواز:خوش نوا
در آنجا آب خنک می خورند:زندان
دل در آرزوی چیزی بودن:لک زدن
دوستی:ود
دوندگی:خت
رشته:نخ
روشنایی قبل از طلوع:سپیده
ریز ریز کردن:خرد کردن
زبانه اتش:گر
زمان:مدت
زیبا همچون پری:پریوش
زیر و بمی صدا:نواخت
شازمان دادن:تشکیل
سبک:استایل
سختی و عذاب:وبال
سروری:ریاست
سری و دست:ست
سست و وارفته:شلوول
سوی و طرف:زی
شتر:سار
شهر آذربایجان شرقی:ملکان
شهر اداری قدیم:بلدیه
صفت سرو:سهی
صنم:بت
طالب:خواستار
ظرف بزرگ لبه دار:لگن
عرق روسی:ودکا
عضو رونده :پا
عضو هیئت دولت:وزیر
غلتاندن:غل دادن
قر و قاطی:هردمبیل
قرار و سکون:آرام
گرد اوردن:تالیف
گمان:پندار
لاشه:مردار
محفظه پرونده ها:فایل
مقیاس و آلت سنجش:معیار
منور:نورانی
نمازها و دعاها:صلوات
نهضت طرفداری از حقوق زنان:فمینیسم
نوعی حلوا:لو
نوعی عدسی:کاو
هر فصل از فیلم:سکانس
واحد پول چین:یوان
واحد پول ژاپن:ین
واحد حرارت: کالری
کار برجسته و نمایان:هنر
کارهای نیک:خیرات
کتف و شانه:خا
کشور آسیایی:لایوس

محمد علی رستمی :
باز امشب در دلم باران گرفت
لحظه ها از زندگی سامان گرفت
در دلم جستم ترا پیدا کنم
نام خوبت دولت و خواهان گرفت
پای گُل آمد بپای سعی دل
لاله را دشت دلم نالان گرفت
آتشی در خرمن دل تا وزید
شعله ها با لا شد و طوفان گرفت
تا مرا بُردی بجای بی نشان
شور بختی گُم شد و پایان گرفت
ابر رحمت در ســرای دل تپید
سایه ای از روشنـی ها جان گرفت
آسمان امشـب تو هم با من بمان
چون "وصال " از آب دل باران گرفت
وصال میانه ای