آبنوس:جغ
آمدن و وارد شدن:رسیدن
آنچه به سرعت محو شود:زودگذر
ابهامات:شبهات
اتومبیل سبک:سواری
از اجداد رستم:گرشاسب
از ایلت های آمریکا:ایوا
از خوردنی های شیرین:شکلات
از سازهای زهی:سه تار
از سبزیجات خوراکی:جعفری
از فرشتگان قبر:نکیر
اسباب:وسایل
انجمن:کمیته
انگبین:عسل
آب ترکی:سو
آب دیده:اشک
آواره:در به در
آکادمی:فرهنگستان
اثر ایرج پزشک زاد:خانواده نیک اختر
اثر مولیر :ازدواج اجباری
ادیت:ویرایش
از اشکال چهارضلعی:ذوزنقه
ادامه مطلب ...آقای اسپانیایی:دن
ابزار:وسیله
ابزار آهنگری:سندان
اثر شفیعی کدکنی:زمزمه ها
اجاق مخفی:فر
از جنس نمد:نمدین
از درختان:افرا
از روی اجبار:ضرورتا
از سوره ها:سبا
از عناصر فلزی:پتاسیم
اسب سفید رنگ:هدنگ
اشاره به نزدیک:این
اعتقاد و یقین:باور
الهه خورشید مصر باستان:را
ایالتی در آمریکا:رودایلند
ایالتی در آمریکا:یوتا
ادامه مطلب ...آب آشامیدنی:ما
آغشته به قیر:قیراندود
آلونک:کومه
اثر پا:رد
اثر یان فلمینگ:تندربال
از حشرات گزنده:ساس
اشاهر به دور:آنها
اندوهگین و غمگین:اسی
ایالتی در آمریکا:هاوایی
بالاپوش زنانه و مردانه:کت
بخش پایین جامه زنانه:دامن
به سوی:الی
ادامه مطلب ...
آشکا رکردن:نمودن
آگهی:رکلام
ابزار رسم زاویه قائمه:گونیا
از بت های جاهلیت:عزی
از بی ادبان ادب آموخت:لقمان
از جنس بلور:بلورین
از دست رفته:مافات
از دین برگشتن:الحاد
از سوره ها:یاسین
ادامه مطلب ...آفت گندم:سن
آیین:دین
ابریشم خام:قز
اثر اسماعیل فصیح:گردابی چنین حایل
اثر امیر عشیری:دیوار اقیانوس
اثر پا:رد
از پیامبران:داود
از روی ناچاری:ضرورتا
افسوس و دریغ:حیف
امرود:مل
انتها و قعر:ته
بغل:بر
بی خبر و ناگاه:ناگهان
پایتخت کوبا:هاوانا
پستی:فرومایگی
پوست دباغی شده:چرم
پوشش سقف برخی خانه ها:شیروانی
ترسیدن و گریختن:رمیدن
تعداد افراد خانواده:خانوار
تعلیم و تربیت:آموزش
توانا:ذوالقدر
تیر انداختن:رمی
تیم فوتبال ایتالیایی:آ اس رم
جان خود را برای هدفی می دهد:فدایی
جدا کننده حق از باطل:فاروق
جهانی که در آنیم:دنیا
چهره:رو
چوب پهن و مسطح:تخته
حرف دهن کجی:یی
حرف نوروزی:س
خانم:بانو
خانه پشت به آفتاب:نسر
خصومت:مجادله
داخل:درون
داستان بلند:رمان
درآمد حاصل از فرصت ها:رانت
دزدیدن:استراق
دست آوردها:نتایج
دفتر کوچک:دفترچه
دور کردن:تاراندن
دورویی:ریا
دیوار بلند و محکم:ترا
رئیس جیمز باند:امرده ها:صفوف
رستنی چتری شکل:قارچ
ز .. بود مرد را راستی:نیرو
زیر پا مانده:له
سهم غذای یک نفر:پرس
سیال تنفسی:هوا
سیماب:جیوه
شاد شدن:طرب
شلوار جین:لی
شهر آذربایجان غربی:شوط
شهر لرستان:دورود
شهر کرمان:منوجان
شهر یزد:تفت
شهری در کانادا:تورنتو
شکاف باریک روی چیزی:شیار
شکل و صورت:هیئت
شیرینی پز:قناد
طرفدار:هواخواه
ظرف حمام:وان
غذای آبکی:آش
فروشنده آب:سقا
فروشنده دوره گرد:دست فروش
فوتبالیست آلمانی:خدیرا
فوتبالیست پرتقالی:نتو
فیلمی از محمود کلاری:ابر و آفتاب
فیلمی با بازی شقایق فراهانی:پروانه ای در باد
گدای سمج:هادوری
گوشت چرخ کرده:قیمه
مار خطرناک:کبرا
مار عظیم الجثه:بوا
ماه فرنگی:نوامبر
معلم دوره متوسطه:دبیر
مفلس و بینوا:آس و پاس
مورچه ریز:ذر
میل و شهوت:هوس
نفی از ترسیدن:مترس
نیرنگ:حیله
نیکوکار:خیر
همسر زن:شو
واژه آرزو:کاش
ورزش نشانه گیری:دارت
کبوتر دشتی:یمام
آداب و معاشرت می داند:اجتماعی
آفت گندم:سن
آمد و شد کردن:تردد
آهوبره:غزال
آیین ها:رسوم
اثر ژان پل سارتر:مگس ها
از ابزار موسیقی:آکاردئون
انجیر قرانی:تین
انس گرفته:مانوس
ایمان آوردن:گرویدن
بار و دفعه:نوبت
بازیکن میانه میدان:هافبک
بخشی از نیویورک:منهتن
به دنیا آوردن:زا
بوی خوش:نکهت
بیان شده:مشروح
پایتخت لبنان:بیروت
پهلوان:یل
پیر:زال
پیر:سالمند
پیر:مسن
تجاوز:دراز دستی
ترساندن:رم دادن
تصویر:عکس
تکنولوژی:فناوری
جمع بلا:بلایا
چای فرنگی:تی
حضور ندارد:غایب
خطاب بی ادبانه:هی
خمیر رنگرزی:بتونه
خوب:نیک
در ضمن:ضمنا
درخت انگور:تاک
درخت مخروطی شکل:سرو
دسته و گروه:اکیپ
دعای هنگام زیارت:زیارت نامه
دور دهان:کب
دوگوشِ:هدفون
زایل شده:مزیل
زبانه آتش:لهیب
ساز شاکی:نی
سرباز ویژه:رنجر
سره:ناب
سرها:ریوس
سکنه تاجیکستان:تاجیک
شبکه اشتراک فایل:تورنت
شمشیر بران:صل
شهر هرمزگان:بندر جاسک
شکنجه و آزار:زجر
عدد فوتبالی:اا
عدو:دشمن
عضوی از بدن:ران
عقب:ورا
غذای آبدار:آش
غیر و مگر:جز
فرایند:پروسه
فوتبالیست آلمانی:رویس
فوتبالیست آلمانی:مارسل اشملتزر
فوتبالیست فرانسوی:اورا
فیلمی از فرزین مهدی پور:روز دیدنی
قوای مدرکه:حواس
گوارا:هنی
مامور شهربانی:آجان
مار خطرناک:افعی
ماه خارج:اوت
متحرک:سیار
مجلس روسیه:دوما
مروارید:در
مستقیم:یک راست
مشت زنی:بوکس
منفی:نگاتیو
مورد توجه قرار دادن:عنایت کردن
نام قدیم کازرون:نورد
نشانه مفعولی:را
نغمه و سرود:نوا
نمایندگان سیاسی:سفرا
نوعی حلوا:لو
نوعی زردآلو:قیسی
نوعی ساز بادی:ساز دهنی
نومیدی:یاس
نیلوفر:فل
هم سن و سال:هم زاد
ورزش انعطاف و تعادل:پیتر جکسون
کرک:پرز
کنج:زاویه
کوچکتر:که تر