آقای اسپانیایی:دن
آقای اسپانیایی:لی
اثر منیرو روانی پور:کنیزو
از ادات پرسش:چی
از دست دادن:فقدان
از روی ضرورت:لزوما
از مراکز استان ها:یاسوج
از میوه های گرمسیری:موز
استعداد:قابلیت
اصول:ریوس
افکندن:رمی
برهنه:رت
بسیار شک کننده:شکاک
بغل:بر
بلد:راهنما
به تنهایی:یک تنه
به دنیا اوردن:زا
پاره آتش:سینجر
پایتخت آرژانتین:بوینوس آیرس
پایتخت اکوادور:کیتو
پایتخت ایتالیا:رم
پروفسور حیوانات:بز
پیوسته:متحد
تلخ عرب:مر
تن:اندام
جانب:سوی
جمعا:روی هم
چرخ چاه:دولاب
چوب خوشبو:ند
حالتی در دریا:مد
خداوند:رب
خطاب بی ادبانه:هی
دارای رابطه با موضوع:ذیربط
درشت و خشن:ناملایم
دریا:یم
دلیر:شجاع
دور انداختنی:اسقاط
دور دهان:نس
دوشیزه:باکره
راست ایستاده:هج
رجحان:برتری
رقیب:هماور
رنجاندن:آزردن
روپوش زمستانی:پالتو
زنان:نسوان
سازمان:موسسه
ساکنان:اهالی
ستایش کردن:ستودن
سرزنش:نکوهش
سرنگون:وارونه
سزاوار بودن:جا داشتن
سست شدن:وا دادن
سوسن زرد:وج
سیاه و تیره:مشکین
شامه نواز:بو
شایسته:روا
شب جلوه می کند:شب نما
شخص:کس
شمشیر زن:سیاف
شهر داری:بلدیه
شهری در ایتالیا:ورونا
شهری در ایلام:ملکشاهی
شیر دهنده:دایه
صدای پشه:وز
صفت سرو:سهی
ضمیر فرانسوی:وو
عروسک معروف:باربی
عشوه امدن:ناز کردن
فرزند فرزند:نبیره
فوتبالیست پرتغالی:نتو
فیلمی با بازی مجید مظفری:غریب هومه
قطعی برای کتاب:وزیری
گروه ها:اجتماعات
گشودن:باز کردن
گوارا:هنی
لطیفه ها:هزلیات
لعاب:ورنی
لقبی اشرافی در اروپا:کنت
لوس:ننر
ماه شاعرانه:مه
مخترع تلفن:بل
مظهر لاغری:نی
مقابل:ازا
میوه قرانی:زیتون
نا استوار:لق
نشانه مفعولی:را
نقش و انگاره:ایماژ
نمایان:مربی
نیکی کردن:احسان
هوشیاری:زیرکی
هیئت منصفه:ژوری
واژگون:نگون
ویتامین انعقاد خون:کا
کشور آفریقایی:نیجریه
کمک کننده:یاری گر
اثر اصغر الهی:قالیباف
اثر منصور یاقوتی:دهقانان
از پیامبران:سلیمان
از چاشنی ها:گرگ
اسب اصیل و خوب:یکران
انسان:بنی آدم
ایالت یخ بستنی:آلاسکا
ایالتی در آمریکا:کنتاکی
بخار دهان:ها
بدگویی:ذم
بدی:شرارت
برخوردار و خوشبخت:کامیاب
برهنه:رت
بریدن شاخه های زاید درخت:هرس
بزرگوار:باشرف
به خاک سپردن:تدفین
بی جان:مرده
بیم و هراس:هول
پایتخت اروگوئه:مونته ویدیو
پرهیزکاری:زهد
پروانه شرکت به نام اوست:صاحب امتیاز
پژمرده:لس
پوستین:وت
پیشوا:راهنما
پیشوا:رهبر
تندرستی:سلامت
تیره:کدر
جوانی:شباب
چای انگلیسی:تی
حرف تنفر:اف
حرف نداری:بی
حیوان باوفا:سگ
خواسته شده:مسیول
دایمی:همیشگی
دست:ید
دستگاه جدا کننده غله از پوست:خرمن کوب
دو برابر:دوبل
رشته سر درگم:کلاف
رنگ ابرو:وسمه
رنگ قرمز:سرخ
روش:شیوه
زیرکی:رندی
سائل:گدا
سازمان اداره یک رشته ورزشی:فدراسیون
سازمان های مختلف:تشکیلات
سخت و طالع:هور
سرحد:مرز
سرشت:خو
سرشت و طبیعت:مزاج
سطح و رویه:کف
سنبل کوهی:فو
سوی و طرف:زی
شاد و مسرور:کیفور
شرافت:عز
شمشیرزن:سیاف
شهر آذربایجان شرقی:هشترود
شهر بوشهر:گناوه
شهر مازندران:کلاردشت
شهری در فرانسه:رن
شیک و زیبا:لوکس
عدد فوتبالی:اا
عضو مجلس اعیان:سناتور
فیلمی با بازی جمشید هاشم پور:باشگاه سری
فیلمی با بازی شهره لرستانی:ایران برگر
قلاب کیف و کمربند:سگک
قورباغه:وک
گرفتگی زبان:تاتا
گرفتنی است نه دادنی:حق
گستاخی کردن:جسارت
گسیل شده:روانه
گنجینه:خزانه
مادر شوهر:خش
ماده بیهوشی:اتر
مبارک شمردن:تبرک
مرتبه:مقام
مسن تر:ارشد
نقش هنرپیشه:رل
نگاه شاعر:نگه
نهر:رود
نوبت:وهله
نوعی آپارتمان کوچک:سویت
نویسندگی :کتابت
نکوهش کردن:ملامت
هوو:وسنی
وسیله روفتن:جارو
کشتزار برنج:شالیزار
کشور اروپایی:بلاروس
کلام:سخن
کم حرف:سر بتو
کم خردی:بلاهت
کناره ها:جوانب
یوم:روز
آب دهان:خدو
آمیخته با طلا:زر اندود
آواز خواننده:مترنم
اثر جواد مجابی:پنیر بالای درخت
اثر ژولین گرین:موییرا
اثر سبکتکین سالور:گرشاسب
از سوره ها:جن
از میوه ها:سیب
انرژی یافتن:حال امدن
با لحن تند:شدید اللحن
باتجربه:کاردیده
باد سمت مشرق:صبا
بالا:زبر
بحبوبه و هنگامه:گیر و دار
بذله گو:شوخ
برزن:کوی
بند پای زندانیان:لگ
به حضور خواستن:استحضار
به نام خدا:بسم الله
پایتخت آنگولا:لواندا
پایتخت السالوادور:سانسالوادور
پهنه زمین:میدان
پیامبری:رسالت
پیوسته:مداوم
تارمی:نرده
تصدیق نجار:اره
تله:دام
تمام و کامل:تام
تنگ:ضیق
تیر پیکان دار:یب
تیره ها:قبایل
تیم فوتبال فرانسوی:مون پلیه
جامه کهنه سوده:جرد
جان و روان:روح
جایز:روا
جوان شدن:فتا
چندین عنصر:عناصر
حد و اندازه:شمار
حرف ندا:یا
حقیقت هر چیز:ذات
خواری و زبونی:ذلت
داد و فریاد:هوار
در بزرگ:درب
در دل برخی آب می شود:قند
درخت نارنج:نارنج بن
درمانده و سرگشته:هاج
دست عرب:ید
دو گواهی:شهادتین
دیده:بصر
راندن مزاحم:دک
روز عرب:یوم
روزه گرفتن:صوم
رویت کردن:دیدن
ریسمان:رسن
سده:قرن
سروری و فرماندهی:ریاست
سلطان جنگل:شیر
شعله اتش:آلاو
شهر اصفهان:کاشان
شهر مرکزی:نیمور
شکیبا:با حوصله
شیمی حیات:بیوشیمی
طریق:راه
ظلم:ستم
عشوه گر:لوند
عضو پرواز:بال
علم و دانش:دانایی
عوض:بدیل
غمگین:آسی
فیلمی از یداله صمدی:کلانتری غیر انتفاعی
قرارگاه:نشیمن
قرض و دین:وام
قرن:صده
قوت:نیرو
لازم و بایسته:حتم
لاکن:بلکه
مراد و مقصود:نیت
مرغ می رود:جا
مظهر لاغری:نی
منسوب به آخرت:آخروی
منوال:روش
نابینا:کور
نویسنده گل های رنج:شارل بودلر
واصل:متادی
کارکرد:راندمان
کنایه از کودک شرور:آتش پاره
آقای اسپانیایی:دن
آینه:مرات
اثر لئو تولستوی:مرگایوانایلیچ
ادیتور:ویراستار
از اوراق بهادار:چک
از روزهای هفته:یکشنبه
از سوره ها:روم
از یک پدر و مادر :تنی
از قطران زغال سنگ بدست می آید:نفتالین
انجیر قرآنی:تین
اندوهگین:متاثر
ایستادگی:پایداری
بالا آمدن آب دریا:مد
بچه دزد معروف:آل
بدبخت:مفلوک
برادری:اخوت
بزه:گناه
بسته شده:مسدود
به خاطر می آورد:یادآور
به دست آوردن:گیر آوردن
به کار بردن:صرف کردن
پارچه ابریشمی رنگین:دیبا
پانصد هزار:کرور
پاک و مبارک:قدوس
پرطاقت:سرسخت
پرنده مردار خوار:کرکس
پرهیزکاری:تقا
پسوند شباهت:سار
پوشاک حمام قدیم:لنگ
پیاپی:متوالی
تولد یافته:متولد
تکبر کردن:استکبار
تیم فوتبال فرانسوی:رن
جستنی در معدن:رگه
جلا دادن:پرداخت کردن
جهنم:هاویه
چاشنی پر مصرف:نمک
چاشنی تند:خردل
چندین کافر:کفار
چهره:رو
چیز:شی
چین و شکن:یرا
دلیل و برهان:آیت
دیروز:دی
دین داشتن:تدین
راندن مزاحم:دک
راه رفتن:مشی
رده:ردیف
رنگ زرد روشن:لیمویی
روشنایی:ضو
زشت:کریه
زنگ برگ:درا
ژنرال جنگ های انفصال:لث
ساز شاکی:نی
سیال تنفسی:هوا
شاعر خیمه دوز:خیام
شش:ریه
شلوار جین:لی
شهر استان فارس:زرین دشت
شهر ترکمنستان:مرو
شهری در اسپانیا:سویا
شکر بلور شده:نبات
صانع:صنعت کار
طبقه زمین:لایه
طلاکاری:زرکوبی
طلایی:زری
عامل وراثت:ژن
عبادت کننده:عابد
عشیره:ایل
علمدار:بیرق دار
فوتبالیست پرتغالی:نانی
فیلمی از مسعود کیمیایی:مرسدس
فیلمی با بازی بهروز وثوقی:عروس دریا
فیلمی با بازی علیرضا خمسه:شاید وقتی دیگر
لفظ هنگام ورود به جایی:یاالله
نام آذری:آد
نامعقول و ناپسند:ناهنجار
نتیجه کار:عملکرد
نخست:اولا
نفرین:لعنت
نمناک:تر
نویسنده "دهکده پر ملال":امین فقیری
هرج و مرج طلبی:آنارشیسم
هوشیاری:زیرکی
واحد پول ترکیه:لیره
ویتامین جدولی:کا
کالاهای وارد شده به کشور:واردات
کتف و شانه:خا
کشور اروپایی:دانمارک
آب منجمد:یخ
آبخوست:جزیره
آواز خواندن:ترنم
ابریشم کم قیمت:کژ
اثر شاتوبریان:آتالا
اثر شهره وکیلی:شالیزه
اثر عباس معروفی:سال بلوا
از استان ها:گیلان
اسارت:بردگی
استعداد فهم و دریافت:شم
اندوه:رنج
بالابر خودرو:جک
بخار دهان:ها
برادر مادر:ابو
برخی در کفش دارند:ریگ
برده:زرخرید
به شک انداختن:ایهام
بوی خوش:شمیم
پرخاش:تشر
پرستار کودک:ل له
پنبه پاک نکرده:وش
پوشاک دور گردن:شال
تازه:نو
چهره:رو
چوب بند:داربست
حرکت کردن باد:وزیدن
خشنود:راضی
خوراکی از برنج و زعفران:شله زرد
خوش گذران:کامجو
درجه:رتبه
درخت قالی:دار
دریا:یم
دور از هم بودن:جدایی
راندن مزاحم:دک کردن
راه و روش:فن
رشته ای در علم پزشکی:جراحی
رواج و توسعه:گسترش
روان شدن:جریان
روپوش تشک:ملافه
روشنایی ها:انوار
زراعت فصل بهار:بهاره
زن گندم گون:سمیرا
سازگار و قانع:بساز
سرای مهر و کین:دل
سرگذشت ها:سوابق
سرگردان:حیران
سنبل کوهی:فو
سیلی:تس
سیلی زدن:چک زدن
شعیر:جو
شغل سفیر:سفارت
شهر آذربایجان غربی:سلماس
شهر ایران و آمریکا:میامی
شهر کرمان:فاریاب
شهری در ژاپن:یوکوهاما
شوربا:با
شکل و هیئت:قالب
صاف نیست:ناهموار
صف و رده:رج
علامت و نشانه:آرم
عنوانی در ارتش:ژنرال
فالگیری:رمالی
فرود آمدن:تنازل
فریب:نیرنگ
فوتبالیست اسپانیایی:کازورلا
فیلمی با بازی نگار جواهریان:حوض نقاشی
قلندر:درویش
قوم کم حرف:لر
لبه تیغ:یلمان
مروارید:در
مقاصد:نیات
موسیقی:موزیک
میزان... ملت است:رای
ناپیدا:گم
ناگزیر:وادار
نژاد ایرانی:آریا
نشانی:آدرس
نوعی گلدوزی:گوبلن
نوعی نوشابه:لیموناد
هوای در حال حرکت:باد
هویج:زردک
واحدی در سطح:آر
وسیله نقاشی:قلم مو
ویتامین جدولی:کا
ویزا:روادید
کار خیر می کند:ثواب کار
کسان:افراد
کشور آفریقایی:مالی
کشور آمریکای مرکزی:السالوادور
کلمه نفرت:اف
کنار:لب
کهنه و پوسیده:رث
کوبیدن:دق

آگاهی و وقوف:دانایی
آماس:پف
آهو:جیران
آواز دهنده:هاتف
اثر ابراهیم گلستان:مدومه
اثر شاتوبریان:نبوغ مسیحیت
ارتباط تلفنی:تماس
از حروف الفبا:شین
از حروف یونانی:گاما
ادامه مطلب ...
آبدار و تر و تازه:خوشاب
اثر پا:رد
اثر پرویز قاضی سعید:لاوسون در آشیانه مرگ
اثر زان پل سارتر:مگسها
اثر ساموئل بکت:چی کجا
اختیار کامل دارد:تام الاختیار
از پاپوش ها:چکمه
از رنگ ها:صورتی
از سبزی ها:ریواس
از مراکز استان ها:خرم آباد
اضطراری:اجباری
امین و معتمد:درستکار
انسان:بنی آدم
ایجاد بریدگی کردن:خراشیدن
بالن:وال
بانگ و اواز:ندا
بذر گیاه:دان
برجستگی لاستیک:آج
بزرگ زاده:بیک
بسته شدن:بند آمدن
بلند و شیوا:رسا
به هوش باش:هان
پاکی:قدس
پایتخت قبرس:نیکوزیا
پرچمدار:بیرق دار
پشت:کول
توشه سفر:زاد
جهان ها:عوالم
چهار پایه ژیمناستیک:خرک
حرف تعجب:وا
حکومت مردمی:دموکراتیک
خلاف وعده کردن:تخلف
در به در و بی خانمان:آلاخون والاخون
درس نوشتنی:املا
دلیر و پهلوان:نیو
دیوار بلند و محکم:ترا
راهنمایی:هدایت
رود بزرگ آفریقا:نیل
روشنی و فروغ:تابش
زر ناسره:ماخ
زشت:انر
سایه:ظل
سرسرا:هال
سلاح انفجاری:بمب
سمنت:سیمان
سنگ زینتی آب رنگ:لاجورد
سوی و طرف:زی
شخص نامعلوم:فلان
شهر آذربایجان شرقی:خامنه
شهر استان کرمان:نرماشیر
شهر اصفهان:کاشان
شهر بی قانون:هرت
شهر مازندران:رامسر
شهری در آمریکا:دیترویت
صبحانه نخورده:ناشتا
صومعه:دیر
عدد ورزشی:دو
علامت:رقم
فربه:سمین
فوتبالیست پرتغالی:رونالدو
فوتبالیست پرتغالی:نتو
فیلمی از جیمز کامرون:آواتار
قعر جهنم:درک
گل نرم ته نشین شده:لای
گل نومیدی:یاس
گودال و مغاک:لان
گوسفند شاخدار:قوچ
گیاهی از تیره آلاله ها:تاج الملوک
ماست چکیده:لور
مایه روشنی:آب
مزه نمک:شور
میرغضب:جلاد
نخستین انسان:آدم
نرم و روان:لین
نظر:رای
نوعی ساز بادی:نی انبان
نوعی لوح فشرده:سی دی
نویسنده:کاتب
نیست و نابود:هیچ
نیلوفر:فل
همراه کلک:دوز
همین و بس:والسلام
واحد نیروی الکتریسیته:وات
کار خیر می کند:ثواب کار
کشور اسیایی:فیلیپین