آب ترکی:سو
آبرو:ناموس
اثر اسماعیل فصیح:تلخ کام
اقر فهیمه رحیمی:آریانا
اجداد:نیاکان
از اعیاد اسلامی:قربان
از ماه های قمری:رمضان
استراق سمع:شنود
افراد:کسان
باقی جان:نا
بخاری برقی:هیتر
بزرگ منشی:نب
بزرگ و عظیم:سترگ
بی تجربه:نا آزموده
بیچارگی:درماندگی
پایان:نهایت
پایتخت لتونی:ریگا
پرندگان:طیور
پوشاک پا:جوراب
تجهیزاتی که از راه هوا حمل می شود:هوابرد
تعداد افراد خانواده:خانوار
تفرقه:پراکندگی
توان:تاب
توحش:ذکاوت
تیشه درودگری:تش
تیم فوتبال فرانسوی:لیون
جدا:سوا
جدول ها:جداول
جوش خمیر:وز
چهارچوب:کادر
حیوان مکار:روباه
خانه شعری:بیت
خدای درویش:هو
خوفناک:سهمگین
دارای نام نیک:نامور
درنوردیدن:طی
دلیری:شهامت
دوباره جویدن:نشخوار
دوره آمادگی:پیش دبستانی
دیروز:دی
ذات:جنم
رودی در سیبری:لنا
روزانه:یومیه
زمان حال فعل بودن:است
زهر هلاهل:رز
سرپرست خانواده:نان آور
سرشیر:خامه
سرمایه جاودانی:کار
سگ گزنده:هار
سوار یگانه:یکه سوار
شهر آرزو:آمل
شهری در فرانسه:رن
صاحب:ذی
طبق قانون:قانونی
عاشق:خاطرخواه
غلاف:نیام
فراوان:جزیل
فوتبالیست فرانسوی:ریبری
فیلم فرانسیس فورد کاپولا:اینک آخرالزمان
فیلم نامه:سناریو
فیلمی از جواد اردکانی:شور شیرین
فیلمی با بازی امین تارخ:مرگ یزدگرد
فیلمی با بازی ایرج قادری:پلنگ در شب
قمر مصنوعی:یو
قوم ساده دل:لر
قوه حافظه:یاده
گربه عرب:هر
مالک و صاحب:ذا
متحرک:سیار
مجموعه تولید انرژی:نیروگاه
محل:جایگاه
مفت:رایگان
ناسپاسی:نمک نشناسی
نوعی اسباب بازی:یویو
هر یک از اطاق های قطار:واگن
هزینه:خرج
همیشگی:جاودان
کار و عمل:کردار
کج:مایل
کرسی:تخت
کشور آسیایی:تایوان
کمانگیر باستانی:آرش
کوچکتر:که
یار عذرا:واهق
یکی پس از دیگری:یکایک
آبرو و حرمت:ننگ
آشکار ساختن:نمایاندن
آفرینش زیبایی:هنر
آموزش کارهای ناپسند:بد آموزی
از ادات پرسش:کدام
از حروف یونانی:یتا
از حشرات آفت مزارع:ملخ
استخوان شکسته را جا می اندازد:شکسته بند
اطراف:دور
انجیر قرآنی:تین
اندازه گرمی یا سردی هوا:دما
باحیا:آزرمگین
باد خنک:ایاز
باد سرد:زم
بالیدگی:نشو و نما
بالیدگی:نمو
به پا خاستن مردگان:رستاخیز
به جریان انداختن:دایر شدن
به در آمدن:وارد شدن
به راه راست رونده:راشد
به رو خفته:دمر
به من:مرا
به هوش باش:هان
بوکس:مشت زنی
پایین امدن:نزول کردن
پرخور:شکمو
پرنده:طایر
پسوند راننده:ران
پشه:بق
پوشاک حمام قدیم:لنگ
پول فلزی درست کردن:سکه زدن
پیروان یک دین:ملت
تهیدست:ندار
تکنولوژی:فناوری
جامه جنگ:زره
جانب:سوی
جهان:گیتی
خجسته:مبارک
درخت خرما:نخل
درخت زبان گنجشک:ون
درد چشم:رمد
دروازه بان ایرانی:حامد لک
دروازه بان هلندی:تیم کرول
دست عرب:ید
دفعه:بار
دلیر:نیو
رطوبت کشیده:نم کرده
رودی در سیبری:لنا
زننده:ضارب
زهر:سم
ساده دل:لر
سنجیدن:قیاس
شبکه دالان های پیچ در پیچ:ماز
شهر ایلات متحده:لس انجلس
شهری در آلمان:بن
شکار کردن:صید
طبقه زمین:لایه
عدد روستا:ده
عدد یک رقمی:هشت
عدسی:لنز
عرب می گوید بگو:قل
فریب:مکر
فوتبالیست پرتغالی:نتو
فیلمی از حان فورد:مرد آرام
قسمت خارجی ساختمان:نما
گردش:دور
گزیده تر:اخص
گل سرخ:رز
گوارا:هنی
لبالب:مملو
لحظه:دم
لفظ انتها یا ابتدای کلمه:وند
لگدکوب:پایمال
محل پرتاب موشک:سکو
مرتب و آسوده خاطر:بسامان
مرد جوان:شاب
مرده:میت
مشت کسی را باز کردن:لو دادن
منسوب به هنگام تولد:مادرزاد
موجود ماقبل تاریخ:دایناسور
مورد اتهام واقع شده:ظنین
نام آذری:آد
نامبارک:شوم
نقاشی شده:مصور
نوعی رنگ مو:حنا
نیمه بار:تا
همچون صوفیان:صوفیانه
همیشه:دایم
هندی اش معروف است:تمر
واژه آرزو:کاش
کالابرگ:کوپن
کشور اروپایی:دانمارک
کشور اروپایی:مجارستان
یاران و دوستان:همراهان
اتاق قطار:کوپه
اثر حسینقلی مستعان:نوری
اثر علی موذنی:دل اویزتر از سبز
اثر گی دو موپاسان:بلامی
اثر محمود دولت ابادی:سفر
اثر میخائیل شولوخوف:زمین نوآباد
ارابه:گاری
از انواع ماهی کنسروی:ساردین
از بی ادبان ادب اموخت:لقمان
از سازهای بادی:نی انبان
از سوره ها:شوری
از ماه ها:آبان
از مواد موردنیاز بدن:ویتامین
امر از پیدا کردن:یاب
انگور خشک شده:مویز
بددل:غر
برهنه:رت
به جا آوردن:ادا
به مزد گرفتن:اجاره
بوی رطوبت:نا
بی درنگ:آنی
بی گمان:لاشک
پراکنده کردن:انتشار
پشت:کول
تعظیم کردن:کرنش
تمام قد:قدی
چرمگر:دباغ
چگونگی:حالت
چله کمان:زه
حرف ندا:ای
خرس عرب:دب
خط نابینایان:بریل
خواری:ذلالت
درد اعتیاد:خماری
دفع کردن و راندن:ذب
راستی:درستی
رهایی یافتن:خلاص
روز مقدس:یوم الله
روغن و چربی:په
زوبین:مک
زیبا همچون پری:پریوش
سر کوه:شخ
سربست کارخانه:اک
سرخ مایل به بنفش:ارغوانی
سعی:تلاش
سوگند:یمین
شاعر سده ششم:انوری
شراب:می
شرط بندی:قمار
شمشیر بران:صل
شناسایی نقشه زمین:گیتا شناسی
شهر جشنواره:کن
شهری در ایتالیا:باری
صمغی دارای خاصیت الکتریسیته:کهربا
صمیمی و خالص:یک رو
ضرورت:لزوم
طلا:زر
عادت:خو
عدد ورزشی:دو
علامت و نشان چیزی:داغ
عمل و کردار:کنش
غله کم مصرف:جو
فراهم آوردن:جمع آوری
فرستاده:رسول
فسادها:مفاسد
فلزی سخت و شکننده:کبالت
فیلمی با بازی حسین پناهی:آوینار
قطعی برای کتاب:وزیری
قیمت بازاری:فی
گرمی:حر
لباس اتاق عمل:گان
مجرای خون:رگ
مجلس روسیه:دوما
محل پرتاب موشک:سکو
مخوف:هراس ناک
مرفق:آرنج
مرکز استان لرستان:خرم آباد
معلوم و شناخته شده:معرفه
مفصل پا:زانو
ناپیدا:گم
ناشناخته:نامانوس
ناله و فغان:وح
نام آذری:آد
نخست:یک
نوعی درد در امتداد بدن:تیر کشیدن
نوعی ماهی در خلیج فارس:قباد
نویسنده زندانی قفقاز:الکساندر پوشکین
نی رشته:ماکارونی
نیم صدای گنجشک:جیک
نیم تنه زنانه و مردانه:کت
هرگز نه عرب:لن
واحد پول چشم بادامی ها:ین
واحد ذخیره اطلاعات:بایت
کاغذ نامرغوب:وب
کالبد شناسی:آناتومی
آتشدان حمام:تون
آسان:ساده
آیین خداپرستی:دیانت
ابدی:جاوید
اثر آگاتا کریستی:نمسیس
اثر امیر عشیری:جاسوس دو بار می میرد
اثر دافنه دوموریه:ربه کا
اثر نیما یوشیج:افسانه
اجداد:نیاکان
از تقسیمات ارتشی:هنگ
اصلا:هرگز
اعمال پسندیده:خیرات
باب روز:مدرن
باد برین:صبا
باغ:بستان
بخار دهان:ها
بخشیدن:اعطا
برشته کن:تستر
به پایان رسید:تمت
به طور رسمی:رسما
به یکدیگر نامه نوشتن:مکاتبه
بیماری ویروسی خطرناک:ایدز
پایتخت سنگال:داکار
پررو:سمج
پسین:مابعد
تسلی دادن:دلداری
جاده درون شهری:خیابان
جای نشستن:نشیم گاه
جستن:خیز
حرف درد:آخ
حرف ندا:ای
خدای درویش:هو
خرابی:هدم
دلیری:رشادت
دو زبر:تنوین
رسم و عادت:معمول
رمق:نا
روز عرب:یوم
ریختن آب:صب
زمین پر از لاله:لاله زار
سه کیلوگرم:من
شرح و توضیح:بیان
شنوا:نیوشا
شهر خراسان جنوبی:نهبندان
شهر زنجان:ابهر
شهر کهگیلویه و بویر احمد:لنده
شکم بند طبی:گن
صنم:بت
ظریف کاری زر و سیم:ملیله
عرصه ها:میادین
غربال:الک
غمزه:ناز
فنی در والیبال:جاخالی انداختن
فوتبالیست اسپانیایی:تورس
فوتبالیست اسپانیایی:کارواخال
فوتبالیست برزیلی:دنی آلوز
فک:آرواره
فیلتر:صافی
قبول نشده:رد
گل سرخ:رز
لاف زدن:لاییدن
لبخند زننده:مبتسم
لحظه به لحظه:دم بدم
مبلغ مسیحیت:میسیونر
مسخره کردن ورزشی:هو کردن
ممارست:تمرین
مهمانخانه بزرگ:هتل
نام آذری:آد
نام خدا در تورات:یهوه
نامه یادآوری دادگاه:اخطاریه
نوعی گلوله انفجاری:خمپاره
نویسنده"قوی سیاه":توماسون
نیکوکار:خیر
هر فصل کتاب "یسنا":ها
هم اندیشی:سمینار
همدم:انیس
همراه زنان برجسته دربار:ندیمه
همراهی کردن:ملازمت
همه را شامل می شود:هر
واحدی در سطح:آر
واژه آرزو:کاش
وسط:میان
وسیله آرایش:زیور
کشتن کسی به عنوان مجازات:اعدام
کلمات درشت به کسی گفتن:توپیدن
کلمه شگفتی:وه
یادبود:یادگار
یاوه:چرند
آب بینی:خل
آب دهان:خدو
آشکار ساز موقعیت هواپیما:رادار
اثر پا:رد
اثر جلال آل احمد:سفر آمریکا
اثر جواد مجانی:کتیبه و ایوب
اثر سیامک گلشیری:خفاش شب
از بیماری های چشمی:تراخم
اط عناصر گازی:نئون
از مراکز استان ها:یاسوج
اشاره به دور:آن
افزایش نسل:زاد و ولد
باب روز:مدرن
بدن:تن
برادر:اخوی
بنیاد نهادن:پی افکندن
به هدر دادن:نفله کردن
بوی خوش:شمیم
بی تجربه:نا آزموده
پایتخت جامائیکا:کینگستون
پشت سر:ماورا
پشته بلند:تل
پول فلزی:سکه
پیشگاه اتاق:ایوان
تماس:کنتاکت
تیرگی چشم:تم
تیم فوتبال انگلیسی:آرسنال
جانوری با پوست گرانبها:خز
جزیره ایتالیا:سیسیل
جسد مرده:جنازه
جفت ها:ازواج
جنگ:ناورد
چاقوی آشپزخانه:کارد
چسبنده:دج
چیز:شی
حرف ندا:ای
حرکات جلف و سبک:لش بازی
خزنده گزنده:مار
خواهش:تمنا
خوردنی های بی خاصیت:هله و هوله
خون عرب:دم
خیک:مشک
دراز شدن:تمدد
دروازه بان آلمانی:نویر
دستور توقف:ایست
دل و قلب:فواد
دوره نوزایی اروپا:رنسانس
رایگان:زب
رایگان:صلواتی
رشتن:ریسیدن
ریشه:بن
زن دوک:دوشس
زنبور سیاه:بوز
سد:آب بند
سرخ کمرنگ:ال
سرسرا:هال
سهم و آذوقه:جیره
سوره انجیر:تین
شهری در ایتالیا:ورونا
صفت باد:وزان
عایق بندی شده:ایزوله
عقیم:سترون
فوتبالیست برزیلی:ویلیان
فیلمی با بازی شقایق فراهانی:چتری برای دو نفر
فیلمی با بازی علیرضا خمسه:نخودی
قاطر:استر
گوشت دود داده خوک:ژامبون
لاغر و نحیف:نزار
لحظه:دم
مجرای خون:رگ
مسخرگی:هزل
مشورت:شور
ملی:ناسیونال
مکتوب:نامه
میل کردن:رو آوردن
نام اسب خسرو پرویز:شبدیز
نردبان ها:درج
نظیف:پاکیزه
نمو کردن:نشا
نوار زخم بندی:باند
هویدا:نمایان
وجهه:پرستیژ
کارگردان"مردی برای تمام فصول":فرد زینمان
کهن:دیرینه
یک عدد:یکی
یکرنگی و یکدلی:صمیمیت
رفته ام لیک دلم پیش تو جا مانده هنوز
من کجا مانده ام و دل به کجا مانده هنوز
بُعد این فاصله ها درد مرا می فهمد
خاطراتم همگی یاد ترا مانده هنوز
اگر از دست قَدر من برهانم دل خویش
پیش رویم خطر دام قضا مانده هنوز
در دیاری که پُر از همهمه ی تنهایی است
بعد تو کار دل من به خدا مانده هنوز
باد پیچید اثرت رفت زمان بی تو گذشت
راه هموار شد و پیچ به جا مانده هنوز
گفتنی ها همه اش مال شما بود که من
خوب قانع نشدم چون و چرا مانده هنوز
بر «وصال» تو مرا فرصت اگر یار شود
می توان گفت که سهمم ز دعا مانده هنوز
وصال میانه ای
میگریزی از من و دائم عاشقت را میدهی بازی
میشوی آهـوی تهرانـی، میشوم صیاد شیرازی
فتـح دنیا کار آن چشم است، خون دلها کار آن ابرو
هر لبت یک ارتش سرخ است گیسوانت لشگر نازی
بس که خواندی «لیلی و مجنون» جَوّ ابیاتم «نظامی» شد
مـیخــورَد یک راست بر قلبــم از نگاهت تیـــر طنازی