محمد رضا شفیعی کدکنی :
اگر عشق نمی بود...
علف های بهاری
در آن سرد سحرگاه
سر از خاک نمی زد...
اگر عشق نمی بود...
ز سنگ سیه آن چشمهی جوشان
گریبان زمین را به جنون چاک نمی زد
اگر عشق نمی بود...
بر آن شاخهی انجیر تکافتاده، چکاوک
چنین پردهی عشاق ، طربناک نمی زد
اگر عشق نمی بود..
اگر عشق نمی بود..
شفیعی کدکنی
رضا شفیعی کدکنی :
بخوان به نام گل سرخ، در صحاری شب،سوگوارانِ تو امروز خموشند همه
که دهانهای وقاحت به خروشند همه
آه از این قومِ ریایی که درین شهرِ دو روی
روزها شحنه و شب باده فروشند همه
«محمد رضا شفیعی کدکنی»
دارم سخنی با تو و گفتن نتوانم
وین درد نهان سوز نهفتن نتوانم
تو گرم سخن گفتن و از جام نگاهت
من مست چنانم که شنفتن نتوانم
شادم به خیال توچو مهتاب شبانگاه
گردامن وصل تو گرفتن نتوانم
چون پرتو ماه ایم وچون سایه دیوار
گامی ز سر کوی تو رفتن نتوانم
دور از تو من سوخته در دامن شبها
چون شمع سحر یک مزه خفتن نتوانم
فریاد ز بی مهریت ای گل که در این باغ
چون غنچه پاییزشکفتن نتوانم
ای چشم سخنگو تو بشنو ز نگاهم
دارم سخنی با تو و گفتن نتوانم
شفیعی کدکنی (م . سرشک)

تو گرم سخن گفتن و از جام نگاهت
من مست چنانم که شنفتن نتوانم
"محمدرضا شفیعی کدکنی"

محل دریافت عوارض:عوارضی
دختر:دوشیزه
بخل:شح
زدوده و جلا یافته:صیقلی
اوراق مشارکت:سهام
بسیار گردنده:دوار
گل و لای:وحل
گداختن:ذوب
فریب:حیله
یافتن جواب معما:حل
سزاوارتر:احق
همه را شامل می شود:هر
همراه:ضمیم
پارچه نخی نازک:چیت
نوشته مربوط به ادبیات:ادبی
کبوتر دشتی:یمام
میوه ترش و شیرین:لیمو
پرهیزگار:متقی
بخش ممتاز تماشاخانه:لژ
عضو خاراندن:ناخن
اشاره به دور:آنها
بالش:متکا
فرماندهان:امرا
ساز و برگ اسب:یراق
نوبت کاری:شیفت
نرخ:قیمت
روش درمان بیماران روانی:روان درمانی
تخت پادشاهی:سریر
آجر خام:خشت
نمدزین اسب:ادرم
معدنی:کانی
زیبایی:بهجت
برقرار:آباد
ساز و برگ اسب:یراق
حس چشایی:ذائقه
از نت ها:فا
از عناصر فلزی:سدیم
فرمانده:امیر
یل سیستان:رستم
حرف ندا:آهای
جنس به ظاهر قوی:نر
ذوب شده:گداخته
تازگی:رقت
برادر پدر:عم
از حالات ماده:جامد
پایان:خاتم
شیطان:اهریمن
دوست و معشوق:یار
قطعه احتیاطی:یدکی
امامان:ائمه
بسیار حمله کننده:کرار
دستور قطعی:اکید
قلاب کمربند:سگک
گندم گون:اسمر
مظهر سختی:سنگ
متمایل به یک جهت:یکوری
چهره شطرنجی:رخ
صف:رده
بخشنده:کریم
دنباله:پی
همه گیر:اپیدمی
آفرینش زیبایی:هنر
نان نپخته:خمیر
تیم فوتبال آلمانی:فرایبورگ
کاپیتالیسم:سرمایه داری
فلز رسانا:مس
ستایش کننده و یاد کننده:ذاکر
نو و جدید:ینگی
نیمه روز:ظهر
نت برداری:یادداشت
خلاص شدن:رهایی
دست ها:ایادی
وسیله اسکن کردن:اسکنر
عدد ماه:سی
جوی خون:رگ
واجب کردن:ایجاب
زیرکی:دها
آداب و آیین:مراسم
از نوشت افزارها:مداد
اشاره به دور:آن
آش:با
معطر:بویا
بازگشتن:رجوع
از مباحث ریاضیات:لگاریتم
بصیرت:بینش
اثر جواد مجانی:شهربندان
لاشه:لش
برای او:له
اثر هرمان هسه:رس هالده
طاقت و توانایی:یارایی
ماه میلادی:آوریل
بی تجربه:ناشی
کاملا شبیه:عینهو
یک دور بازی والیبال:ست
تیشه درودگری:تش
کنایه از ماندن زیاد در جایی:لنگر انداختن
ساز زهی مانند ویولون:ویولا
خودوری مسافربری:ون
رشته باریک زر و سیم:ملیله
هواپیمای روسی:میگ
الک کننده غلات:بوجار
کریستال:بلور
کلمه درد:آخ
گربه عرب:هر
سوال:پرسش
فصل سبز:بهار
مجرم:گناهکار
اثر اسمکاعیل فصیح:دل کور
با طراوت:شاداب
رودخانه:نهر
افسوس:واویلا
کار بزرگ و نمایان:شاهکار
شرمگین:خجلان
سوار شدن:رکوب
برخی آنرا هم در بساط ندارند:آه
صد متر مربع:آر
فهرست:لیست
میان:لا
بدبوی پر خاصیت:سیر
ابزار کبابی:سیخ
به دنیا آوردن:زا
زندگی و حیات:زیست
جعبه مقوایی:کارتن